تبلیغات
tf-8"> کلاه قرمزی - داستان های ساختگی کلاه قرمزی به قلم نویسنده + مهمان برنامه(داستان شماره ۱)

داستان های ساختگی کلاه قرمزی به قلم نویسنده + مهمان برنامه(داستان شماره ۱)

سلام دوستان قرار بود اولین داستان فردا شب ساعت ۲:۳۰ تا ۳:۳۰ صبح قرار بگیره ولی چون نت داشتم گفتم زودتر داستان رو قرار بدم.
اینم داستان سری اول
این قسمت: خل شدن لئو از دست عروسک ها،آقا احسان

عروسک های این قسمت:
جیگر،فامیل دور،ببعی،کلاه قرمزی،پسر عمه زا،دیبی،گاوی،ببخشید

مهمان این قسمت: لئوناردو(یکی از شخصیت های اصلی کارتون لاکپشت های نینجا)


داستان در ادامه ی مطلب...
نکته: لطفا داستان را در ذهن خود مجسم و تصویرسازی کنید تا داستان را بهتر درک کنید.
داستان:
لئوناردو در حالی که ساکت هست و به زمین چشم دوخته،روی یک مبل تک نفره نشسته و منتظر آقای مجری هست.در عین حال، ببعی، فامیل دور،جیگر و دیگر عروسک ها مانند بز به لئوناردو زل زده اند.
لئوناردو سرخ میشه و نمی دونه که بحث رو از کجا باز کنه که آقای مجری سر رسید.
آقای مجری: سلام آقای لئوناردو.ببخشید من مجبور شدم یه چند دقیقه برم بیرون برگردم،شرمنده.
لئو: نه،اصلا موردی نداره،خواهش میکنم. من میخواستم اگر که امکانش هست با بچه ها بیشتر آشنا بشم.
آقای مجری: اتفاقا میخواستم بچه ها رو معرفی کنم.خوب بچه ها خودتون رو معرفی کنید.آقای لئو من برم چای بیارم.
لئو:باشه،ممنون
لئو: خوب اسم شما چیه؟(رو به کلاه قرمزی)
کلاه قرمزی: سلیم.من آقای کلاه قرمزی هستم.
لئو: سلام آقای کلاه قرمزی،منم لئوناردو هستم.
پسرعمه زا: اینجانب پسر عَمَه زا می باشِم.
لئو: خوشبختم منم لئو هستم.
فامیل دور: سلام علیکم سال نوتون مبارک صد سال به این سال ها هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز،بنده اسمم فامیله فامیلم دوره
لئو در حالی که این شکلی بود،

متوجه نشدم اسمتون فامیل هم هست؟؟؟؟؟!!!!
فامیل دور: چیشده؟؟؟ اسمم فامیل هم هست؟؟ اسمم فامیل فامیلم دور
لئو: بله بله فهمیدم خوشبختم منم لئو هستم.اسم شما چیه؟(روبه ببخشید)
ببخشید: عزیزم ببخشید
لئو: خواهش میکنم کاری نکردید که بخوام ببخشم!!
ببخشید:یعنی چی؟ عزیزم ببخشید
لئو:خواهش میکنم اسمتون چیه؟
ببخشید: ببخشید،ببخشید،ببخشید 
لئو در حالی که سرش رو با انگشت اشاره اش می خاروند گفت: بله بله خیلی شرمنده دیر متوجه شدم
ببعی: hello mr. Leo.i'm babaei.nice to meet you.can i call you leo
لئو: wooow you can speak english very good.ok
Hi babaei.nice to meet you too.yes,you can call me leo
ببعی(در حالی که ذوق مرررگ بود): thank you leo.i love you
لئو خندید و گفت: your welcome babaei.i love you too
گاوی: سلام آقای لئو منم گابی هستم.
لئو: سلام گابی منم لئو هستم.
(قبل از اینکه لئو به جیگر نگاه کنه)جیگر با صدای بلند: جیگرم،جیگرم،جیگرم
لئو: جانم
جیگر: اِاِاِاِ میگم جیگرم جیگرم جیگرم
لئو در حالی که هنگ کرده بود گفت: اسمتون چیه؟
جیگر: جیگرررررم جیگرررررررررم جیگررررررررررررررم
لئو: اسمش جیگره؟(رو به ببعی)
ببعی هنوز تو باغ تیتاب بود گفت: yeah
لئو: شرمنده جیگر جان منم لئو هستم
و.....
درنهایت دیبی:
من دیبی نیستم. ازت خیلی خیلی زیاد متنفررررم.دیگه خونه ی ما نیا.برادرات رو اصلا با خودت نیار. ازت خیلی خیلی متنفرررم
لئو با ناراحتی: چرا آخه مگه من کار بدی کردم؟
دیبی: تو خییییلی چندشی واسه همین ازت خیلی زیااااد متنفرم
تا لئو اومد حرف بزنه ببخشید: با این باید دنده عقب صحبت کنی آقای لئو جان
لئو: یعنی وقتی میگه ازت متنفرم یعنی دوستت دارم؟
فامیل دور: بَرَ
لئو با دستپاچگی رو به دیبی: اِم..‌‌‌....خدافظ دیبی.....اِم من لئو نیستم و ازت خیلی خیلی متنفررررم
دیبی: لئو ماچ ماچ ماچ
لئو: باید الان ماچش کنم؟ 
پسرعمه زا: ها
لئو با اینکه خوشش نمیومد ولی دیگه ماچش کرد
دیبی هم که میدونید یکی ماچش کنه غلت میخوره رو زمین و بلند بلند میخنده
بعدش آقای مجری بعد۳ ساعت چای ریختن اومد پیش لئو و عروسک ها
چای رو جلوی لئو گذاشت و گفت: اِی واای قندون یادم رفت(تازه بعد ۳ ساعت قندون هم یادش رفته)
آقای مجری رو به ببخشید:ببخشید برو قندون رو از کمد بالایی بیار
ببخشید: قندونی که کوچیکه یا بزرگه؟؟
آقای مجری: بزرگه
ببخشید: قندونی که دسته داره یا اون که دسته نداره؟
آقای مجری: اونی که دسته نداره
ببخشید: اون که پایه داره یا اون که پایه نداره؟
آقای مجری: مگه ما چندتا قندون تو کمد بالایی داریم؟
ببخشید: آقای مجری باید شما به سوالاتم پاسخ کامل بدید تا من به طور کامل ارائه بدم.
آقای مجری: ساده و.......
تا پایان پارت ۱ ببخشید سوال می پرسه....
.
.
.
.
دوستان شرمنده اگر ایراد داشت یا زیاد هیجان انگیز و جالب نبود.
ببخشید اگر کم بود سعی میکنم در سری های بعدی بیشترش کنم.اگر پیشنهادی برای بهتر شدن داستان های ساختگی دارید، بهم بگید تا به داستان اضافه و یا کم کنم. اگر هم عکسی جالب داشتید حتما بفرستید
باتچکر، مبینا






موضوع: داستان های ساختگی کلاه قرمزی(ساخت خودم)+ مهمان برنامه،
برچسب ها: داستان های ساختگی کلاه قرمزی، داستان، بهترین سایت کلاه قرمزی،

[ پنجشنبه 22 مرداد 1394 ] [ 02:55 ق.ظ ] [ Mobina ]

[ نظرات() ]